كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

38

ده سفرنامه ( فارسى )

ميدان جنگ كشته شدند « 5 » . در اين حيص و بيص سربازانى كه از ميدان نبرد گريختند بىنظمى و آشفتگىهاى زيادى به وجود آوردند عده‌اى به چادرهاى خان دوران و مظفر خان و سعادت خان و ديگران حمله برده و اثاثيه و تجهيزات آنها و سپاهيانشان را به غارت بردند در بحبوحه اين هرج‌ومرج از هم پاشيدگى امپراطور به قرارگاه نظام الملك كه داراى استحكامات بيشترى بود و در صف مقدم ميدان جنگ قرار داشت نقل‌مكان كرد و از طرفى خود وزير ( نظام الملك ) و ديگر وزراء بدون داشتن استحكامات يا سنگربندى سپاهيان خود را در مقابل قواى ايران به حالت آماده‌باش درآوردند و آرايش جنگى گرفتند تا شايد از اين طريق از حمله و پيشروى سپاه دشمن جلوگيرى نمايند بدين ترتيب امروز وحشت و اضطراب به پايان رسيد و در حدود يك ساعت پس از غروب آفتاب امپراطور

--> ( 5 ) - در نامه‌اى كه از قرارگاه محمد شاه يك روز بعد از اين جنگ نوشته شده حاكى از آنست كه نادر شاه با پنجاه هزار سوار ( ؟ ) به جنگ خان دوران و مظفر خان آمد او سواران خود را به سه گروه تقسيم نمود و سرانجام لشكر پادشاه مغول را شكست داد فيل‌هاى حامل سعادت خان و شيرجنگ ، در ميدان جنگ محاصره شدند و قزلباشها آنها را به اسارت گرفتند خان دوران گلوله‌اى به بازو و پهلويش اصابت كرد مظفر خان در حالى كه خود را از روى فيل به زمين پرتاب مىكرد كشته گرديد مير كلاه شاهد خان ، اخلاص خان و اصغر خان و پسر بزرگ خان دوران به قتل رسيدند اغول ، بيگ خان با پسرش و عبد الرضا خان و جعفر خان با پسر و برادرانش و سردار ملك زخمى شدند . ميرزا خدا بنده خان پسر بزرگ محبت خان به قتل رسيدند خان‌زمان خان تيرى به گلويش اصابت كرده و مجروح گرديد و قاضى خان همچنين زخمى گرديد و از طرف ديگر هفت تن از سرداران و افسران ارشد نادر شاه با دو هزار و پانصد تن از سربازانش كشته شدند و پنج هزار نفر ديگر نيز به ضرب شمشير و گلوله زخمى و مجروح شدند . « نويسنده » .